تبليغاتX
هر چي تو بخواي <
بهترين كدهاي جاوا اسكريپت
>

هر چي تو بخواي

عکس. شعر.جوک

 

خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.zibasazi.bahar-20.comخدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.com

سلام به همه دوستان عزیزم عید غدیر خم بر همگی شما www.bahar-20.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.BAHAR-20.COM

عزیزان مبارک و خجسته باد با آرزوی

موفقیت و شادکامی امیدوارم لحظات

خوشی را در وبلاگم سپری کنید

با تشکر رویاخدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در جمعه 13 آذر1388ساعت 22:9 توسط رویا |


 

حس خوبي است ! ديدن و بودن تمام آنهايي كه دوستشان داري . آنان

كه از آغاز گرماي نفسهاشان تلخي هايت را زدود و بارها چيدن خوشه

ي بشارت را با سر انگشتان مهربانشان نظاره كردي ... چه نعمتي

است اينجا قدم زدن و سر مستانه از درد خويشتن رهايي يافتن و

اندكي آسوده گشتن . اينجا مي شود غبار را زدود . خاك عكسهاي

كهنه را تكاند . انار هاي سرخ را دانه كرد و گلپر پاشيد . پرده ي خاطرات

را تكاني داد و از پيله ي تنهايي بيرون خزيد . مي شود نگاه كرد و به

شمار انگشتان دست نفس كشيد بي درد ، بي بغض ، بي شك ....

اينجا مي شود خانه كرد . آذين بست و خوش پوشيد . سيب سرخ آورد

و كمي اشتياق ! مي شود گوش داد و صداي گام هاي مسافر را

شنيد . در بگشا ! اينجا مي شود ميزبان شد عابران پر اميد را ....

همين ... سبز ترين باشيد

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر1388ساعت 16:30 توسط رویا |


 

 من و گل رز قرمزي که توي حصار شيشه اي محبوس شده بود .

روبروي هم . با يک خروار دليل براي شاديهاي مشترک و يک کمي غصه

براي همدردي . گل رز قشنگم تو منو ياد کسي که تورو بمن هديه کرد

مي ندازي .ولي من . نمي خواهي بگي که من تورو ياد اون کسي مي

ندازم که تو رو توي اون شيشه ي کذايي کرده . اگه بخواهي ،يکروز

زندان شيشه ايتو مي شکنم و ميارمت بيرون . ولي. ولي اونوقت مي

ميري .آخه بيرون ، توي دنياي ما هوا خيلي سرده .مي دوني سرد

چيه؟ گلها تحملشو ندارن . من نمي خوام حصارتو بشکنم که بعدش

ببينم که توي دنياي سنگي ما قلبت شکسته شده يا توي اين سرماي

قلب آدمها قلب کوچولوي سرخت يخ زده باشه . ولي من مواظبت

هستم . من دوستتم .ولي .مي دوني چيه؟ مي ترسم تو معني

دوستيو نفهمي . آخه هر چي باشه تو يک گل پارچه اي هستي . يک

گل مصنوعي با يک دنياي مصنوعي . تو دوست من هستي؟ يعني قلبت هم پارچه ايه؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر1388ساعت 16:28 توسط رویا |


 

Click to view full size image

متن: چقدر امروز من شکسته ام... می خوام از دست تو بگريم تا برسم

به اوج ابرا... دیگه حتی چشمامم کم آوردن توی این هجوم اشکا... می

دونی؟! راحته مردن... اما وقتی موندی دیگه تو باید بجنگی... چرا حتی

لحظه ها سنگین شدن.؟! همون دقایقی که با تو حتی یه لحظه هم

نبودن. سینه ی سنگین و پر غصه ی من... پر بغضه... تو کجا و دستای

خالی و سرد من کجا..؟! هی ! بیا ! کوچه ی این دل تنگه اما خالی از

صدای پات..سرده اما منتظر برای هرم گرمای نفسهات. کاش می شد

فقط خوبی ها و لحظه های خوب و پرخاطره با تو بمونه تو خاطرم. اگه

کوچت بی صدا بود... ولی تا دلت بخواد گریه های من پر فریاد بود و هق

هق. من تنها من خسته... هر چی باشم عاشق تو... قلبمو با هر دو

دستم می ذارم سر راهت. یه روزی شاید بمونی با دلم. تا از همه

خستگی هام هیچی نمونه، بدم به باد و بزنم فریاد. شاید که تو تا

همیشه باشی پیشم. من تنها، من خسته، پر دردم، پر غصه. می دونم

که تو می تونی و فقط خودت می تونی دستامو تو دست بگیری ببری تا اوج ابرا.

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر1388ساعت 16:24 توسط رویا |


 


 خسته شدم از کوچه و پس کوچه‌ها، همش کوچه، هی می‌دوم، هر

دفعه دنبال کسی، دنبال چیزی، این گمشده‌های من، انگار تمامی

ندارند، گمشده هم نباشد دنبال خودم می‌گردم، خودم هم که نباشم باز

می دوم... کوچه‌های بن بست، مارپیچ‌هایی که همیشه آخرش به هیچ

کجایی ختم نمی‌شود همین دیشب آنقدر دویدم که، اشکم درآمد،

کوچه‌ها تنگ و گشاد می‌شدند، باریک باریک یا پهن پهن، هوا تاریک

می‌شد و بعد از چند لحظه روشن، سرد بود و بعد اصلن دمای هوا را

حس نمی‌کردم، کف زمین زیر پاهایم، یخ بسته بود، زمستان بود اما باز

هم چند لحظه... بعد هیچی نبود. توی یکی از پیچ‌ها تازه یادم افتاد باید

کسی را پیدا کنم و چیزی به او بگویم همین باعث شد که با اطمینان

بدوم، ترس تمام وجودم را گرفته‌ بود، ترس را خیلی کم احساس کرده‌ام

ولی در آن لحظه از ماندن در کوچه‌ها ترسیدم. بالاخره انتهای کوچه‌ای،

به جایی شبیه پارک یا شاید فضایی که قبلن پارک بوده رسیدم، سنگی

و سرد با هوای مه گرفته، باران، باران هم می‌بارید، چرا من خیس

نبودم؟ انتهای کوچه ایستاده بودم وقتی متوجه شدم که خیس نشده‌ام

برگشتم بالای سرم را نگاه کردم، کوچه‌ها، سقف داشتند... پایم را که

در آن جا گذاشتم، خیس آب شدم، جایی که ایستاده‌ بودم بلند تر از

جاهای دیگربود و روبرویم پله‌های پهنی بود که پایین می‌رفت، زنی با

لباس سیاه و صورت پوشیده با چتری سیاه، با عجله داشت از پله‌ها

می‌آمد بالا، به طرف جایی که ایستاده بودم، مردی با لباس سیاه و

صورتی پوشیده چند پله جلوتر از زن و با عجله می‌آمد، زن وقتی به او

رسید چترش را بست و با زور به دست مرد داد و رفت. مرد لحظه‌ای

مکث کرد و بعد چتر را بالای سرش گرفت و راه افتاد... و من دیدم که زن

کمی جلوتر از مرد و بدون چتر داشت می‌رفت و مرد پشت سر او با

چتر. آنها رفتند و من مثل آدمهایی که گیج شده باشند از پله‌ها پایین

رفتم... کف زمین پر از آب بود و کمی گل‌آلود، توجهی نکردم و باز دویدم،

سر چهارراهی رسیدم و باز مستقیم رفتم، انگار که کسی را دیده

باشم هی صدایش می‌زدم که بایستد ولی نه کسی بود و نه صدایی،

زانو زدم روی زمین و خیره شدم به باران...

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر1388ساعت 16:22 توسط رویا |


 

برای همزاد تنهای خویش!

 سلام ، می دانم پشت واژه ها پنهان شده ای ، می دانم مدتهاست

که سکوت را نمی شکنی اما من حق دارم یک سلام ساده از تو نصیبم

بشود. تو همزاد من ! یک ترانه دلنشین از بودن بخوان ، من مست

عاشقانه های تو هستم به خدا واژه ها بیمار می شوند وقتی سکوت

می کنی۱ عطر خیال تو دست از سرم بر نمی دارد من که این همه

غمگین نبوده ام پس چیزی بگو ! هی همزاد بی قرار من ! از نور ، ستاره

، خورشید ، از ارغوان ، آفتاب سکوت سکوت سکوت یعنی چه ؟! نگاهت

می کنم خاموشی ! در اغوش می گیرمت سردی ! چشمانت ...!

چشمانت مضمون گریه های شبانه است. تو را چه شده ؟! صبح زیبای

بهار هم برایت ترانه باران می شود ، هی می باری هی می باری هی

می باری ساده بگو ! دلت نمی خواهد به خانه باز گردی ؟! مرهم

گفتگوهای من ! اینجا تمام دارایی من بوسه های نداده و عشق بی

نشان توست من از خواندن ترانه ای بی نام تو وحشت دارم . من از راز

بی حضور تو وحشت دارم . حالا دیگر می دانم ، سکوت واژه هایت پراز

بغض و اشک و آه است. روزی بر ساحل دریا ، بوسه نثار گناهی خواهد

شد که بهانه ای جز سلام نداشت . پس سلام تنها همزاد گناه من ، عشق!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر1388ساعت 16:20 توسط رویا |


 
نام: عشق و مرگ...
 
 
متن: ...چشمان عشق سرشار از اشکی بود که سرازیر شدنش آرزویی
 
بود دیرینه برای قلب خسته ی عشق تنها به گوشه ای می نگریست
 
وانتظار تلخی وجودش را فرا گرفته بود. اطرافش را هاله ای سیاه و
 
پرنیرنگ گرفته بود و عشق در جستجوی پرتوی کوچکو ناچیز از نوری بود
 
که روزنه ای برای دیدنش یافت نمی شد. از دور درختی پیدا بود،خشک
 
و بی جان،که پیرمرد تکیده و ژنده پوشی در زیر سایه ی بی جانش
 
آرمیده بود. عشق از میان آن همه خنده های دل فریب راهی را پیدا کرد
 
و بسوی پیرمرد رفت نزدیک شد،چشمانش گویی حکایتی داشت از
 
دردی نهان که سو را از دیده اش گرفته بود. عشق سلامی گفت! پیرمرد
 
پیکر رنجورش را بر روی خاک تکانی داد و به آرامی سلامش را پاسخ
 
گفت عشق نامش را پرسید! پیرمرد به آرامی پاسخ داد:مرگ
 
هستم،آری نامم مرگ است!!! عشق گویی رنگ باخت و رعب عجیبی
 
دلش را فرا گرفت. عشق به مرگ گفت:آیا آنجا را میبینی؟آنان همه
 
دوستان منند! مرگ پاسخ گفت:آن هاله ی سیاهی را میگویی!؟ عشق
 
پاسخ بداد:آری لبخندی زهرآگین لبان مرگ را جنبشی داد که تلخیش
 
وجود عشق را نیز در بر گرفته بود دیگر تحمل ماندن نداشت!!! عشق
 
باردیگر از مرگ پرسید: ای مرگ،چگونه است که من در نزد مردم
 
انقدرشیرین هستم و تو انقدر تلخ؟ مرگ پاسخ بگفت: بخاطر دروغ هایی
 
که در تو هست و حقیقتی که در من!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر1388ساعت 16:15 توسط رویا |


 عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی


ادامــه مــطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 20:41 توسط رویا |


Click to view full size image

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 20:41 توسط رویا |



ادامــه مــطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 20:40 توسط رویا |


 عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی


ادامــه مــطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 20:38 توسط رویا |



ادامــه مــطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 20:37 توسط رویا |


 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی


ادامــه مــطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 20:35 توسط رویا |


 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی


ادامــه مــطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 20:32 توسط رویا |


عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی


ادامــه مــطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 20:30 توسط رویا |


قلبم مال تو

پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي

اولين نفري هستم كه ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت

كنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم

تا اينكه يك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نياز فوري به

قلب داشت..از پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني

كه من هيچوقت نميذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر من

خودتو فدا كني..ولي اين بود اون حرفات..حتي براي ديدنم هم

نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و ديگر چيزي نفهميد...

چشمانش را باز كرد..دكتر بالاي سرش بود.به دكتر گفت چه

اتفاقي افتاده؟دكتر گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت

انجام شده.شما بايد استراحت كنيد..درضمن اين نامه براي شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاكت ديده نميشد. بازش

كرد و درون آن چنين نوشته شده بود:



سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از

دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام

هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم..پس نيومدم تا بتونم اين كارو

انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.(عاشقتم تا بينهايت)

دختر نميتوانست باور كند..اون اين كارو كرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..

آرام اسم پسر را صدا كرد و قطره هاي اشك روي صورتش جاري

شد..و به خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نكردم...

+ نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت 13:3 توسط رویا |


نزار بشنومت از این و اون

ببینم عکستو تو آلبوم عکس دیگرون

نمی تونم ببینم با همه مهربونیتو

با منی که عمریه دیوونتم ، نامهربون

با همه می بینمت ، با همه کس به جز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

دیگه طاقت ندارم تو رویای کسی باشی

دنیا منی ، محاله دنیای کسی باشی

عمریه داد می زنم ، زیبا فقط مال منه

نمی تونم ببینم تو زیبای کسی باشی

باهمه می بینمت ، با همه کس بجز خودم

تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

نذا

+ نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت 12:34 توسط رویا |


تو مثِ  یه اتفاقی که می خواد یه روز بیفته

مثِ اون شعر تری که هیچکسی هنوز نگفته 

مثِ قاب عکسِ زردی که نشسته روی دیوار

مثِ اشکایی که آروم می چکن رو سیم گیتار

دس تو حسّیه مثل چیدن سیبای قرمز

مثِ سینه ریزی که روش ، می نویسن بی تو هرگز

 مثِ ذوق یه کویری بعد یه دعای بارون

مثِ نقش فال قهوه ، توی کوچه های فنجون

مثِ بیشتر بهارا دوباره من از تو دورم

بیا و نذار بریزه آخرین برگ غرورم

 

+ نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت 12:33 توسط رویا |


برقرار باشی و سبز ، گل من تازه بمون                   نفسم پیشکش تو ، جای من زنده بمون

باغ دل بی تو خزون ، موندنی باش مهربون             تو که از خود منی ، منو از خودت بدون

غزل و قافیه بی تو ، همه رنگ انتظاره                    این همه شعر و ترانه ، همه بی عطر وبهاره

موندنی باشی همیشه ، لب پاییز و نبوسی           نشه پر پر شی عزیزم ، مهربون گلم نپوسی

+ نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت 12:33 توسط رویا |


گاهي وقتا خيلي دلت مي گيرد . آنقدر كه نمي تواني نفس بكشي .

گوشه اي مي نشيني ، دست هايت را دور زانوانت حلقه مي

كني ، چشم هايت را مي بندي سرت را به ديوار تكيه مي زني و ...

اما نمي شود . مي خواهي خودت را خالي كني ... راه مي روي

، شعر مي خواني ...انگار بغضي هزار ساله گلويت را گرفته است .

دست هايت عرق كرده اند ، هيچ كس نيست . آن لحظه هيچ

كس به دردت نمي خورد . يعني اصلاً حوصله ي كسي را نداري .

دلت بدجور شكسته است ...

بلند مي شوي ، دستت را به ديوار مي گيري تا نيفتي . دوست

داري به طرفش بروي ، اما ... رويت نمي شود .

خيلي حرفها داري كه به او بگويي حرفهايي كه جز او به هيچ

كس نمي شود گفت ، يعني فقط بايد به او گفت ...اما رويت

نمي شود .

آخر با چه رويي مي خواهي بروي . خيلي وقت است به

سراغش نرفته اي ...يعني اصلاً يادش نبودي ...

پيش تر، گاهي از كنارش رد مي شدي و اگر دست مي داد

سلامي هم  مي كردي  اما حالا ... فقط خجالت مي كشي و

نگاهش مي كني .

يعني جوابت را مي داد ؟؟؟ آرام سرت را بلند مي كني و آهسته

صدايش مي زني . اما ... او آنجا است .

قبل از اينكه صدايش بزني . قبل از اين كه تو لب واكني . و باز

مثل هميشه مهربان نگاهت مي كند. گرچه تو نگاهش را نمي

بيني ، اما حس مي كني .

بغضت وا مي شود . و اشك هايت گونه ها ، چشم ها و دهانت

را خيس مي كنند . به تو نزديك است ، خيلي نزديك ، دستت را مي گيرد .

و تو ديگر ... تو ديگر خودت نيستي ، ديگر من قبلي نيستي . تازه

شده اي . اشك ها امانت نمي دهند ... دست هايت مي لرزد ...

هق هقت سكوت تيره ي اتاق را شكسته  است . نگاه مي

كني  به رويت لبخند مي زنند و او هم ... و تو فقط مي خواهي از

ته دلت فرياد بزني :

 « خدايا ! خيلي دوستت دارم »


ادامــه مــطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت 12:31 توسط رویا |


سلام من رويا 21 ساله و دانشجوي ترم5 رشته حقوق هستم اميدوارم لحظات خوشي رو در

وبلاگم سپري كنيد .لطفا نظرات پر از مهرتون رو از من دريغ نكنيد متشکرم ......


بخش اصلی سایت


HOME

E-Mail
.BAHAR 20.


آرشیو مطالب

هفته دوم آذر 1388

هفته دوم آبان 1388

هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388


Categories

عکس از همه چی
پیامک
جوک
عکس بازیگران
عکس باران کوثری
عکس از شاهرخ خان
عکس از حیوانات
عکسهای عاشقانه
عكس از طبيعت
عكس ورزشي
انیمیشن
اخبار سينمايي
عكس از حسام نواب صفوي
شعر
داستان عاشقانه
بیو گرافی بازیگران
مدل جدید کت و شلوار
عکس کودکان زیبا
عکس از گوگوش
مدل آرایش صورت و مو
عکس از پشت صحنه عادت (شادمهر عقیلی)
عکس عشقولانه
مدل لباس عربی
مدل بلوز زنانه2009


لینک دوستان

از شير مرغ تا جون آدميزاد
خواسته عاشق
طراحي رايگان هدر بنر لوگو
دست نوشته هاي جور واجور
حريم عشق( وصال)
وبلاگ ديگر من(مشق عشق)
كلبه ي عشق(دانيال)
دوستت دارم(فاطمه جون)
بابل متولد شهر بهار نارنج(محمد )
خاطرات دختر ناناز
قالب های فوق جدید


::...::...::



بازديد سايت


تعداد بازديدها:


Design by : Bahar-20


قالب و كدهاي جاوا قالب و كدهاي جاوا TEXTAREA>

فال عشق

Best Cod Music

FreeCod Fall Hafez

Best Cod Music

دريافت كد بازی آنلاين تصادفی

Bahar-20 بهاربيست

Best Cod Music

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس